تسلیت تحریریه ی وازنا به نازنین رحیمی

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

در میان عمیق ترین تاریکی ها به دو چشم غمگینی می اندیشم و به پنجه هایی که خاک،خاک مهربان آن را می پوشاند (پوران فرخزاد)   همکار محترم وازنا شاعر گرامی، سرکار خانم نازنین رحیمی درگذشت مادر گرامیتان را تسلیت عرض نموده و برای روح آن بزرگوار پس از تحمل روزهای سخت درد و هم [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

یادداشت تحریریه (آذر ماه)

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

حافظ موسوی یادداشت تحریریه حافظ موسوی   □   من به‌عنوان یکی از اعضای تحریریه‌ی وازنا، از این نشریه‌ی الکترونیکی که حاصل یک کار جمعی و گروهی است، هیچگاه برای مقاصد شخصی خودم استفاده نکرده‌ام. اما این بار می‌خواهم به چند اتفاقی که در ماه‌های اخیر برای خودم پیش آمده است بپردازم؛ آن هم صرفا [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

مقدمه‌ای بر ویژه‌نامه‌ی شعر آذربایجان

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

همت شهبازی   مقدمه‌ای بر ویژه‌نامه‌ی شعر آذربایجان همت شهبازی   □   طرح ویژه‌نامه‌ی شعر آذربایجان از طرف وازنا فرصتی بود برای معرفی شعر آذربایجان. این فرصت را مغتنم شمرده و با همکاری دوستان بزرگوار: ارسطو مجرد، م.وقار، قادر جعفری، آیدین چیلغین، نسیم جعفری، وحید طلعت و فریاد ناصری) این مهم عملی شد. ناگفته [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

سه شعر

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

ساحیل آذر سه شعر از ساحیل آذر ترجمه‌ی نسیم جعفری   □   1.   آینه با نگاهی نشان می‌گذارد و می‌رود نگران نگاه می کنم به آینه‌ی تیره و کدِر بگذار سربرداشته وبه دنبال کار خود بروم از آینه نگاهی نگران می‌نگرد   ************ 1.   گوزگو بیر باخیش ایز سالیب گئدیر  نیگران باخیرام [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

یک شعر

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

آقشین  یک شعر از آقشین ترجمه‌ی همت شهبازی   □   مرگ یک آدم شرقی آن‌هایی که با ما در یک روز زاده شدند اکنون در قید حیات نیستند سگ‌های هم سن و سال ما اسب‌ها… حشرات هم سن و سال ما خیلی وقت پیش مرده‌اند ما هنوز هم با کفش‌های نو می‌خواهیم چین‌وچروک پاهایمان [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

دو شعر

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

دومان اردم دو شعر از دومان اردم  ترجمه‌ی همت شهبازی   □   کوچه‌های آبی  پوشیده به برگ‌های درخت انگوراند در مقابل چشمانت  کودک همسایه‌ را زدم  مادرم هم مرا زد از مدرسه ‌گریختم  و بی‌خبر از پدرم سیگار کشیدم  دست به دیوارها می‌ساییم  و کوچه‌ها را ول می‌گردیم تکه ‌پارچه‌های کائوچو را  با گیسوانت [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

یک شعر

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

نادر ازهری یک شعر از نادر ازهری ترجمه‌ی همت شهبازی   □   هتل سفید صبح در ساحل خزر           صندلی‌ام رو به امواج دریا           باران روی میزمان نشسته و حرف می‌زند                این پاتوق قدیمی پرتگاهی بیش نیست! شب در ساحل خزر                  هتل سفید خواب‌آلود است                  بیگانگان در اتاقمان                  خاطراتمان [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

یک شعر

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

سلیمان اوغلو یک شعر از سلیمان اوغلو ترجمه‌ی همت شهبازی و  آیدین چیلغین   □  ترجمه‌ی همت شهبازی با این زبان ممنوعه می‌نویسم دلبندم! مرا نمی‌توانی بخوانی؟ و نیز  نوشتن به این زبان ممنوعه مثل شکار خون است با خون سرخِ سرخ: نوشتن به این زبان ممنوعه و دلیرمردی است خاک و آب و آفتاب [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

چند شعر

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

داوود اهری چند شعر از داوود اهری ترجمه‌ی وحید طلعت   □   گناه   نه یک جرعه آب نه یک مشت گندم بال‌هایمان را بستید گفتید:  اگر می‌خواهید پرواز کنید!؟  این شما و این آسمان آبی توانستیم گرسنه، تشنه، بدون بال هم پرواز کنیم اما در آینده برای این گناه پدر تاریخ حکم می‌کند… [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

چند شعر

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

سید حیدر بیات چند شعر از سید حیدر بیات ترجمه‌ی همت شهبازی و قادر جعفری و نسیم جعفری     □   ترجمه‌ی همت شهبازی این سرزمین   می‌دانم قدت نمی‌رسد برای به آغوش گرفتنم چوبه‌های دار این سرزمین بلند است. * اینگونه که دارها را بلند می‌سازند می‌دانم در آخرین دیدارمان قدت نمی‌رسد برای [...]

نامشخص

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها خاموش

صفحه 1 از 25412345102030...قبلی »

Flickr Digg Yahoo! Technorati MySpace Delicious RSS