معرفی شاعر اسرائیلی «امیر اُر»

وازنا مهر ۲۶, ۱۳۹۰

وحید شریفیان
معرفی امیر اُر، شاعر اسرائیلی
مترجم: وحید شریفیان
 

معرفی امیر اُر٭، شاعر اسرائیلی
مترجم: وحید شریفیان
 

 
«امیر اُر» – Amir Or – در سال ١٩۵۶در «تل آویو» پایتخت اسرائیل زاده شده و از وی تاکنون ۶ مجموعه‌ی شعر منتشر شده است.
«در چشمان میمون می‌نگرم» ١٩٨٧، «صورت‌ها» ١٩٩١، «آزاد کردن مرگ» ١٩٩۴، خب ١٩٩۵، شعر ١٩٩۶، و هم‌چنین از آثار اخیرش می‌توان به «آواز طاهیرا» اشاره کرد که تفسیری آزاد از یک حماسه در نثری سنجیده است. امیر اُر علاوه بر تحصیلات آکادمیک‌اش به کارهایی چون چوپانی، کارگری ساختمان و مهمان‌خانه‌داری نیز پرداخته است. وی جوایز ادبی مهم و متعددی را در اسرائیل از آن خود کرده است، که از آن‌ها می‌توان به جایزه‌ی شعر «نخست وزیری» در ٩۶ و جایزه‌ی «مردیشای برنشتین» ٩۵ (که از سوی اتحادیه‌ی ناشران اسرائیل اعطا می‌شود) اشاره کرد. امیر اُر مدیر ِ مسئول و سردبیر مجله‌ی شعر عبری «شیپور» و هم‌چنین از بنیان‌گذاران انجمن «هلیکون» است؛ انجمنی که به منظور ِ پیش‌رفت و توسعه‌ی شعر در اسرائیل بنیان نهاده شده است. منتقد اسرائیلی «آریل هرشفیلد» معتقد است، اُر زبانی تازه در شعر عبری به وجود آورده که از زمان «یوناتان اتش» بی‌سابقه است؛ «این زبان، زبانی اسطوره‌ای است که از یک مشی رمانتیک مایه می‌گیرد. امیر اُر آهنگ‌های نشاط‌انگیز ِ باشکوهی خلق می‌کند که خیلی پُررنگ به متون کهن متصل می‌شود.” هرشفیلد هم‌چنین عنوان کرده است که “اُر در اشعارش از متون کهن قوم یهود، یونانی، و به‌خصوص هندی عمیقا ً تأثیر می‌پذیر و از همین ره‌گذر گونه‌ای پیوندِ فراتاریخی را به اجرا درمی‌آورد.” ٭ وی به زبان عبری مس‌سراید. امیر اُر بیش از آن‌که شاعری یهودی باشد شاعری عبری‌ست. او با سنت بزرگ غربی آشناست و در میان این سنت گفت‌و‌گویی مداوم با اسرائیل معاصر دارد. «آزاد کردن مرگ» مجموعه‌ای جذاب و تأثیرگذار است که از شعور بالای وی خبر می‌دهد.
امیر اُر فارغ‌التحصیل رشته‌ی فلسفه و الهیات تطبیقی آئین یونان باستان بوده است و مقالات زیادی در حوزه‌ی ادبیات، الهیات و به‌خصوص ادبیات یونان باستان نگاشته است. اُر هم‌چنین آثار زیادی از یونانی، رائین، انگلیسی و دیگر زبان‌ها به عبری برگردانده است، که از این میان می‌توان به «انجیل توماس» ١٩٩٢ و «منتخبی از شعر اروتیک یونان» ١٩٩٢، داستان‌هایی از مهابهاراتا ١٩٩٨ و «به یک زن» (نوشته‌ی شونتارو تانیکاوا) ٢٠٠٠ اشاره کرد. آثار امیر اُر تاکنون به زبان‌های زیادی ترجمه شده و در بسیاری از نشریات و جنگ‌های ادبی به زبان‌های عربی، آلمانی، اسپانیایی اسلونی، روسی، لهستانی، ارمنی، کره‌ای و ژاپنی چاپ شده است که از آن میان می‌توان به «مجله‌ی شعر مدرن بریتانیا»، مجله‌ی نقد آزاد کانادا، ترافیکا و مجله‌ی بین‌المللی شعر آمریکا اشاره کرد.
 

 
٣ شعر از امیر اُر:
 
١- یک لیوان آبجو
گفت:
قتل جانانه دلیل نمی‌خواهد
قتل جانانه تنها هدفی جانانه می‌خواهد
همان‌گونه که در آشویتس
نه، کوره‌های آدم‌ْسوزی را نمی‌گویم
اما همان را می‌گویم که در آشویتس بود
به هر حال، بیرون از ساعاتِ کاری
خاموش شد
هم‌چنان که کف آبجوی‌اش را می‌نگریست
جرعه‌ای نوشید، گفت:
«قتل جانانه عشق است
قتل جانانه هیچ چیز جانانه‌ای طلب نمی‌کند
مگر بخشش
تا جایی که می‌توانی.
حتی خاطره گلوی گرفته‌ ابدی‌ست
حتی زجه‌هایی که دست‌ام را منقبض می‌کرد.
حتی ادراری که شادمانه بر نعش سرد فرود می‌آمد.
حتی پوتینی که یک جاودانگی دیگر را بیدار می‌کرد.
حتی سکوت»
در حالی که به کف می‌نگریست
باز گفت:
«البته، شغلی شریف
بسیاری را آزاد می‌کند
اما یک قتل جانانه
حتی قطره‌ای را از دست نمی‌دهد
چون لبان نوزاد
چون ماسه و کف
چون تو
که می‌شنوی
اندکی می‌نوشی و سراپا گوشی
 
A GLASS OF BEER  Amir Or<!–[if !supportLineBreakNewLine]–><!–[endif]–>
The perfect murder has no reasons, he said, the perfect murder needs only a perfect object, as it was in Auschwitz. Not the crematoria, of course, but as it was afrerwards, outside working hours. And he fell silent looking at the froth on the beer and taking a sip. The perfect murder is love, he said. The perfect murder doesn’t require anything perfect except giving as much as you can. Even the memuory of gripping the throat is eternal. Even the howls that rocked my hand, even the piss that fell like grace on cold flesh, even the heel that awakens another eternity, even the silence, he said, looking at the froth. True, a decent job frees a lot, but a perfect murder doesn’t lose a drop, like the lips of a child, he explained, like sand and froth, like you listening, sipping and listening.
 
 

 
 
٢- در چشمان میمون می‌نگرم
در چشمان میمون می‌نگرم
در حالی که به جمجمه‌ام بر فراز درختان بازی می‌کنند
با عقابی که در پرواز است، بالا رفته‌ام
چراکه احشاء من در دل اوست،
در شکم زمین
میان کرم‌ها غوطه می‌خورم
آن‌ها که چشمان ِ از کاسهْ درآمده‌ام را خوردند
من سبزم
من در درختان می‌شکفم
و نعش فاسد من آن‌ها را سرسبز می کند
آه، ای بدن من
بگو چه‌گونه شکفته‌ای
 
 
I LOOK THROUGH THE MONKEYS’ EYES Amir Or<!–[if !supportLineBreakNewLine]–><!–[endif]–>
I look through the monkeys’ eyes, as they play with my skull in the treetops. I’m lifted with the eagle as he flies because my entrails are in his; in the belly of the earth I crawl with worms who ate my eyes out of my sockets; I am green, I grow in the grass That my rotting flesh makes rich.
O my body How you have grown!
 

 
 
٣ – نوشته‌ی سنگ قبر
ای ره‌گذر
دمی جاده را رها کن
میان تاکستان‌ها و درختان توت
آرام گیر
آب‌ها، درختان
و سنگ‌هایی چنین سفید
این‌جا من، شاه و پسربچهْ دراز می‌کشیم
مَرمَر سردِ صورت‌ام
دستان‌ام
پاهای‌ام
من سرخس پوشم، افتادهْ میان برگها
 من هم، در دشتْ زیاد دور نرفتم
من هم فقط یک‌بار نفس کشیدم و زندگی کردم
ای عابر
جایی جاده را رها کن (و بگو)
ای توت‌های وحشی صورت‌ام را زخم کنید.
 
EPITAPH Amir OrO walker, leave the path a while,sit among the berry trees and vines,water and trees and stone so white.Here I, a boy and king, do lie.
My face cold marble, my hands, my feet.I am dressed in ferns and fallen leaves.I too never went far afieldI too once lived and breathed.
O walker, leave the path a space,crush wild berries on my face.
 
 
 
<!–[if !supportEndnotes]–>

<!–[endif]–>

٭ نشانی الترونیکی وب‌گاه رسمی شاعر:

http://www.amiror.co.i

٭برای خواندن متن انگلیسی مقاله به پیوند زیر مراجعه کنید:  http://israel.poetryinternationalweb.org/piw_cms/cms/cms_module/index.php?obj_id=3103&x=1

تگ ها:

نظرات مسدود است.

Flickr Digg Yahoo! Technorati MySpace Delicious RSS